|
گله های حیوانات از شهرهای دور دست در مدت پانزده یا سی روز بضرب
چوب و تازیانه رانده می شوند اگر بین راه از خستگی بیافتند با سیخک
بلندشان می کنند و گاهی چندین روز بدون خوراک زیر تابش آفتاب سوزان یا در
آغل های چرک و متعفن بسر می برند. بعضی از آنها می میرند و هرگاه یکی از
آنها در بین راه زائید برای اینکه از کاروان عقب نماند بچه او را جلو چشم
مادرش سر می برند، هنوز حیوانات بیچاره از خستگی راه نیاسوده اند که با
تازیانه بسوی سلاخ خانه روانه می شوند. بمحض ورود در اینساختمان کثیف غم
انگیز بوی خونی که خفقان قلب می آورد، زمین نمناک، خون تازه ای که از هر
سو روان است، فریادهای جانگداز حیوانات، جسدهائی که بخون خود آغشته شده و
با تشنج میلرزند قصابهائی که برای خرید لش مرده، آمد و رفت می کنند و از طرف دیگر ناله
گوسفندان و همهمه صدای دشنام و داد و فریاد آدمیان، حیوانات بیچاره از این
منظره چرکین و بوی گوشت گندیده و خون برادرانشان پیش بینی سرگذشت هولناک
خود را می نمایند .

پذیرائی کنندگان آنها با چهره های درنده و طماع و سرتاپا جنايت جلو
آمده هر کدام کارد و ساطور خونین بدست دارد و روی پیش دامنی آنها از خون
بسته شده ی سیاه رنگ و چربی برق می زند سپس آنها را بزحمت از همدیگر جدا
کرده کشان کشان به گوشه ای می برند بعد دستها و پاهای حیوان را گرفته تا
می کنند و اگر خواست استقامت بماید با لگد و زور ورزی او را زمین می زنند.
حیوان مظلوم دیوانه وار کوشش می کند تا خودش را از زیر دست دژخیم رها بنماید اما
سر او را پیچ داده گلویش را با کارد پاره می کند. آنوقت خون فوران می زند هر دفعه که هوا از ریه های او بیرون می آید صدای خشکی تولید کرده خون به
اطراف پاشیده می شود. پس از آن مدتی دست و پا زده در خون خودش غوطه می
خورد و هنوز جانش بیرون نرفته که سر او را جدا نموده بادش می کنند. چشمهای
سیاه و درخشان حیوان که تا چند دقیقه پیش، از زندگی سرشار بود غبار مرگ
پرده ای روی آن را می پوشاند و زبان از دهانش با کف خونین بیرون می آید
بعد از آن شکمش را شکافته دل و روده حیوان را بیرون می کشند. بوی نامطبوع و بخاری که در هوا پراکنده می شود و خون غلیظ گندیده که مگس و پشه روی آن
پرواز می کنند منظره ای چرکین و مهیبی و دلخراش را نمایان می سازد .

قصابها تا بازوی خودشان را در روده و
خون حیوان فرو میبرند پس از آن پوست او را جدا می کنند و بعد آن لاشه های
لرزان حیوانات را با سرهای بریده و شقیقه های کبود و شکم های پاره شده و
جگرهای سرخ که اغلب داغ چوب و تازیانه ای که پیش از کشتن بحیوان زده اند روی گوشت او نمودار است در گاری به چنگ آویخته و یا روی اسب انداخته به
دکانهای قصابی می فرستند. آنها این لاشه ها را گرفته تکه تکه نموده دستها و پیش بند خود را از نو خون آلود می نمایند و این تکه های گوشت کشته شده
فروخته می شود.

مردم شکم خودشان را پر از این گوشت مردار و لاشه کردن در همه
خانه ها هنگام خوراک بوی دل بهم زدن عضلات سرخ کرده و پخته شده با هزار
گونه آب و تاب رنگرزی پیرایش کرده اند بلند می شود- بچه، زن، مرد از این
تکه ها می خورند و اینها همان مردمانی هستند که لاف تربیت و ظرافت اخلاق و
پاکدامنی و پرهیزکاری و مهربانی می زنند .»
(برگرفته از كتاب صادق هدايت)
.........................
و اگر اين بلاها بر سر شما و خانوادتان ميامد ايا ؟؟؟؟
آيا شما انسانيد!!؟؟؟؟

(از گذاشتن تصاوير كشتار حيوان پرهيز كردم چون توان ديدنش را ندارم)
اري اي ملتي كه ادعاي دينداري داريد بدانيد نزد خداوند لاشه خوران و پاك انديشان جايگاه بسيار متفاوتي دارند
و دين خود را در عمل خود توجيح ننماييد زيرا بسيار انسانهاي والاتر از شماها كه جايگاه بي حدي نزد خداوند دارند خون خوار و لاشه خوار نبودند. اي كاش رهرو را بزرگان ميبوديد چون راهي انساني و بسيار خداپسندانه است
اي كاش اين تصوير بهشتي و بي نهايت ارامشبخش در اين دنيا برايم رخ ميداد. چون عاشق اين نوع زيستن ميباشم.

|